در كنار دو قلعه بزرگ باستاني اردشير و دختر كه بيش به چشم مي آيد شهري متراكم بارنگ و بوي كاهگلي و بادگيرهاي بلند كه در رقابت با مناره ها و گلدسته هاي مساجد مدارس و كاروانسراها را نمي توان بدون ارتباط با جهات اربعه مقدسي كه به احتمال بسيار در اثر توجه به مسير طلوع و غروب خورشيد مورد توجه قرار گرفت ودر رابطه با فضاي مثالي و بينش اساطيري و همچنين خوصيات فيزيكي انسان و محيط او، تفسير كرد. عوامل مزبور با آنكه در تعيين شكل فضاي كالبدي عناصر، نقش عمده و تعيين كننده اي داشتهاند ،اما مانع از طراحي و اجراي راه حل هاي خلاقه و ابتكارهاي معمار وطراح بنا، در پاسخگوئي به نيازها و خواسته هاي گوناگون نمي شده است.
ساخت فيزيكي شهر كرمان تجلي تابش فرهنگ وروح اسلامي در اقليم گرم و خشك منطقه است كه انعكاس يافتهاست . همانگونه كه در بخش دوم متذكر شديم، مهمترين شرايط اقليمي شهر كرمان را خشكي هوا و كمي رطوبت، اختلاف زياد دماي شب و روز ، تابش شديد آفتاب و تبخير زياد، گرماي تابستان و سرماي زمستان ، حركت شنهاي روان و غيره و... تشكيل مي دهد. اين عوامل تاثر عمده اي بربافت شهر گذاشته وبه آن خصوصياتي ، مشابه ساير شهرهاي مركزي خشك ايران، بخشيده است.
شهر سنتي كرمان در دورن حصاري فشرده و متمركز گرديده بود و اين تمركز و فشردگي ، بيشترين سايه را كه شهر بيش از هر چيز بدان نياز دارد، و كمترين تماس با تابش آفتاب را ايجاد مي كند دار است. فضاها و بناهاي شهر در مجموعه اي منسجم بنحوي فضائي شهر محسوب مي گردد و شهر بگونه اي يكپارچه است كه مي توان بر پشت بامهاي منازل از اينسوي شهر تا آن سوي شهر رفت، بدون آنكه مجبور به پايين آمدن از بام شد.
جهت بيشتر خانه ها شمالي، جنوبي است و اين به سبب آنستكه است كه نشيمنگاههاي مخصوص،در فصول مختلف سال ، از گرماي مطلوب در «نشيمنگاه زمستاني» و سايه و باد مناسب شمال و شمال غرب در «نشيمنگاه تابستاني » برخوردار گردد.
ديوارها بلند در نظر گرفته شده و فواصل كوچه ها فواصل تنگ است . (به اندازه عبور دو حيوان باركش) و اين خود نيز باعث ايجاد سايه در محيط ميشود و از نظر مذهبي نيز اهل خانه را از ديد چشم نامحرمان دور نگه مي دارد، رنگ روشن كاهگل و گنبدي بودن سقف ها ، باعث برگرداندن و كم كردن گرماي تابشي خورشيد مي گردد. وجود بن بست ها حريمي را براي خانواده ها ايجاد مي كند كه نشانهگر اهميت امنيت اهل خانه و زن و اصلي شهر را تشكيل مي دادند ، اين كوچه ها معمولاً شمالي و جنوبي و يا شرقي غربي بودند و هر كدام از آنها به يكي از دروازه هاي شهر منتهي مي گرديد باين ترتيب سه خيابان شمالي جنوبي و سه خيابان شرقي غربي (بجز مسيرهاي اصلي بازار به فاصله هائي حدود 400 متر از داخل شهر عبور كرده و شهر را بصورت شطرنجي تقسيم بندي مي نمودند).