شروع بكار در سال 1390


بعد از يك هفته تعطيلي اول سال از ششم اومديم سر كار، هفته دوم خيلي خوش گذشت هر وقت عشقم ميكشيد ميومدم سر كار هر وقت هم كه خسته ميشدم ميرفتم و كاري رو انجام ميدادم كه دوست داشتم انجام بدم (چون كلا همه چي و همه جا نيمه تعطيل بود و من خيلي هم لطف كردم اومدم سر كار !!! )

اينجوري حسابي آب بندي شدم براي شروع يه سال كاري جديد !! هفته سوم اما هفته ديد و بازديد هست .. گروه گروه همكاران تشريف ميارن براي ديد و بازديد عيد و چون ميز كاري من نزديك به مدير اداري و مالي هست و ايشون هم بالاي 25 سال سابقه كاري دارن در نتيجه كلي دوست و همكار قديمي دارن ،‌اين هفته پذيراي ميهمانانشون هستن و تقريبا حواسشون به ما نيست اما خدا به فريادمون برسه هفته چهارم كه دور و برشون خلوت ميشه و يكي يكي بايد بابت كارهاي كرده و نكرده جواب پس بديم !!!

 

دوشنبه، ۱۵ فروردینماه ۱۳۹۰
[ لينک ثابت ] [ روزمره ]