كل پاييز و زمستان سال پيش اينجور سرمايي نخورده بودم كه الان خوردم !! ول كن نيست كه !!الان يك هفته هست علائم سرماخوردگي دارم قرص سرماخوردگي هم جواب نميده البته به قول استاد رجبعلي پور ( حسين آقا ) معلوم نيست مواد لازم رو تو قرصهاي ايراني بكار مي برن يا كه نه ... يهو ديدي كارگره از دستش در رفته يه چيزاي ديگه قاطي كرده به اسم قرص سرماخوردگي ..... شده بعضي وقتا يه قرص از يه شركت مي خوري نيم ساعته جواب ميده .... دفعه بعد همون قرص رو از يه شركت ديگه مي خوري انگار نه انگار .........
بهر حال شيفت شب شديداًسرما خورده اما كماكان سر كار حاضر ميشه و اميدواره بتونه 4 تا از همكاراش ( علي الخصوص رئيسش !!) رو مبتلا كنه ... باشد كه بدنشون ايمن بشه و اينجوري طبيعي واكسينه بشن و يك عمر دعاگوي من باشن كه همچين خدمتي بهشون كردم. : دي
براي ثبت در تاريخ( شايدم ثبت در پرونده حراستيم !! ) مينويسم كه خاطرات سال 1366 آيت الله هاشمي منتشر شده ... خيلي دوست دارم يه وقتي پيدا كنم بشينم خاطرات سال 64 رو بخونم ... شديدا از طرف دوستان توصيه شده . فكر كنم كتابهاي عبور از بحران و سالهاي مبارزه رو تا حالا خوندم ..... كلا از سبك نوشتن خاطرات ايشون خوشم مياد .... به قول شاعر به دلم ميشينه !!!!
ياد دوران دبيرستان بخير كه هفته اي حداقل 500 صفحه كتاب ميخوندم .... درهم .... رمان ،سياسي ، مذهبي ......... افسوس كه ديگه نه فرصتش هست و نه آرامشش ... به قول بزرگواري امروزه شايد با اين تكنولوژي به آسايش رسيده باشيم اما آرامش رو از دست داديم .... كو زماني كه فارغ از هر دغدغه اي كتاب دست ميگرفتم و تا تمومش نميكردم از اتاق بيرون نمي اومدم ...... حالا بيشتر فيلم ميبينم ... كه مغز آدمي رو تعطيل ميكنه ....فقط خيره ميشي و چند ساعتي درگير يه داستان ميشي ...... تمركز و حضور ذهن رو هم به باد فنا ميده ....