سال 1389


امسال هم مثل سال قبل عيد تو كرمون بوديم ..... سال پيش چون منتظر اومدن بهاره خانم بوديم ... امسال هم چون بهاره خانم اومده بود !!!!

ديشب تو يه سريال ميگفت اولاد دشمن عمر و جوني پدر و مادر هستن !!!‌از طرفي هم هر خونه اي كه توش اولاد نباشه عين قبرستون هست !!!!

امروز سر كار ياد گرفتيم كه چجوري ظرف 5 ثانيه ميشه در انواع پژو و آردي رو باز كرد ..... فقط با يه سيخ !!! نمونه عملي هم جلومون در يه پژو پارس رو باز كردن و چه قشنگ هم باز شد !! امروز برم ببينم ميتونم در ماشين پدرزنم رو باز كنم يا نه ....... خدا رو شكر كه من پژو ندارم ..... گرچه دوستان گفتن باز كردن پرايد از پژو هم راحت تره !!!! البته همچنين خرسنديم كه قبل عيد ماشين رو بيمه بدنه و سرقت كردم ......

اين اولين نوشته و شايد آخرين نوشته من در سال 89 هست ...... نمي دونم چرا نميتونم بين جملات ارتباط برقرار كنم ...... بهرحال چه بخواهيد چه نخواهيد سبك اين وبلاگ همينه كه هست !!!‌پس بهتره كه بخواهيد !!! نخواستيد هم نخواستيد ... بقول برو بچز فيلتر شده بي ام سي رحمته الله عليه ... به تلاونگ !!!!!

حيف كه ميترسم بچم چشم بخوره وگرنه چند تا عكس خوشكل ازش مي ذاشتم براي ثبت در دنياي اينترنت ..... افسوس كه درگير اين خرافات هستيم و اگه هم بذارم مي دونم چند وقت بعدش ميام حذفش ميكنم .... پس نميذارم !!! همين بس كه بچم خيلي خوشكله ... باباش به قربونش بره !

مي خواستم يه جوابيه براي خرگوش برنامه نويس بنويسم ...... اما يادم اومد كه هنوز كارم دستش گيره ...... پس اگه عمري بود و يادم موند يه جا حالشو ميگيرم ...

 

دوشنبه، ۹ فروردینماه ۱۳۸۹

نام :

ايميل :

سايت/وبلاگ :
متن نظر :


[ لينک ثابت ] [ روزمره ]