
ديروز دوربين رو با خودم كوه بردم و تا ميشد از گل و گياهان سبز شده عكس گرفتم .. اين چند تا نمونه براي وبلاگم







2 ماه هر جمعه دوربينم رو با خودم مي بردم .... ديروز تنبلي كردم گفتم ديگه كسي نيست ازش عكس بگيرم !! بدون دوربين رفتم .... بالاي كوه كه رسيدم با منظره اي روبرو شدم كه حسرتش به دلم موند .... تصاوير زير با دوربين موبايل گرفته شده كه كيفيت جالبي نداره اما بقدر كافي منظره زيبايي كه در بالاي كوه قرار داشت رو نشون ميده .





از اين بگذريم كه دكتر گفت نيازي به عينك نداريد و از اين هم بگذريم كه بعد از سفارش قاب عينك و رسيدن به خونه متوجه شديد كه يه قاب (فريم ) خالي موجود بوده !!!
مهم اينه كه سعي كرديد تا جاي امكان ارزانترين عينك را انتخاب كنيد چون مي دانستيد كه از اين عينك بيش از يكباراستفاده نخواهد شد!!!
در هنگام تحويل عينك از فروشنده تقاضاي فاكتور مي كنيد و ايشون در كمال صداقت مبلغ 2 برابر هزينه اي كه از شما گرفته است را در برگ فاكتور مي نويسد و امضا و مهر شده تحويل شما مي دهد.مرحله اصلي از اينجا شروع خواهد شد :
مراجعه به شعبه اي كه در آن بيمه شده ايد.
شما را به طبقه چهارم و قسمت بيمه شدگان ميفرستند تا براتون سند زده بشه. بيخود تو صف آساسنسور نمي ايستيد چون بالاي آسانسور يه اطلاعيه زدن كه توضيح داده اين آسانسور ظرفيت 5 نفر را دارد و اگر بيشتر از آن سوار شوند خطر سقوط حتمي هست در نتيجه ريسك نمي كنيد وپله هاي 4 طبقه را با نشاط طي مي كنيد. . در طبقه چهارم روي يك تيكه كاغذ بيكاره شماره پرونده رو مي نويسند و به طبقه اول ميفرستند تا پرونده رو از بايگاني گرفته و براشون بياريد !!! به طبقه اول بر مي گرديد. در طبقه اول پرونده را از بايگاني ميگيريد و در مسير بازگشت به طبقه چهارم سرگرم مطالعه پرونده ميشويد و به چند نفري هم برخورد ميكنيد !!
در اين مرحله بايد نيم ساعت صبر كنيد تا يكي پيدا بشه و طرز كار كردن با پرينتر سوزني رو به كارمند مربوطه ياد بده كه در نهايت كسي پيدا نميشه و يكي دلش بحالتون ميسوزي و از يه قسمت ديگه براتون سند مورد نظر رو پرينت ميگيره . پرينت رو ميده دستتون و حالا بايد فرم شماره 6 رو داشته باشي كه باز هم كارمند مورد نظر فرم مربوطه رو نداره و كسي نيست بره يه كپي بگيره بياره كه بازم يكي پيدا ميشه و چند تا كپي از فرم شماره 6 مي رسونه !
حالا سند زده شده و بايد به انتهاي سالن بريد و امضاء رئيس قسمت بيمه شدگان رو بگيريد . ايشون شما رو از طبقه چهارم به طبقه سوم ميفرستن تا سند رو به امضاي معاون شعبه برسونيد !! متاسفم !! معاون جلسه هستند و بايد به طبقه دوم بريد و به امضاي رئيس شعبه برسونيد .
خوشبختانه رئيس هستند و امضا مي كنند و شما رو به انتهاي سالن نزد حسابدار ميفرستند تا چك صادر شود . متاسفانه دسته چك تموم شده و بايد صبر كنيد تا دسته چك جديد از راه برسه ... بعد از مدتي دسته چك ميرسه و چك صادر ميشود ،حالا بايد براي دريافت چك انگشت بزنيد !!! بعد از اين مرحله باز شما رو براي امضا پيش رئيس قسمت حسابداري به اون سر سالن ميفرستن . امضاي اين قسمت رو كه گرفتي بايد بري يه سمت ديگه سالن و امضاي رئيس شعبه رو هم بگيري ... حالا برت مي گردونن پيش حسابدار اولي تا چك رو برات مهر كنه و تحويلت بده !!
لبخند ميزني و خوشحال بسمت بانك كه در طبقه سوم هست بالا ميروي و چك رو پشت نويسي ميكني اما كارمند بانك يه نگاه به مبلغ چك ميندازه و چك رو ميندازه يه طرف و با بي اعتنايي مبلغ چك رو ميزاره روي پيشخون !!! ناراحت ميشي كه چرا قانون رو رعايت نمي كنه و آورنده چك رو شناسايي نمي كنه !!!!
اسكناسها رو بر مي داري و ذوق كنان بسمت درب خروجي راه ميفتي و از اينكه تونستي مبلغ يازده هزار تومان از حلقوم سازمان تامين اجتماعي در بياري به خودت مي بالي !!!
براي دريافت دعوتنامه sms رايگان لطفا آدرس ايميل خود را ( ترجيحاً آدرس جيميل ) در فرم زير وارد كنيد. دعوتنامه حداكثر تا 24 ساعت بعد از درخواست ارسال خواهد شد. ممكن است دعوتنامه به Bulk ياهو يا Spam جيميل ارسال شده باشد. لذا اين پوشه ها را حتماًچك كنيد.اولين هديه و عطاي هر يك از شما به فرزندان ،نام نيكو و اسم خوب و زيبايي است كه به او اختصاص مي دهيد.
پيامبر گرامي اسلام (ص)
دانلود لوح فشرده فرهنگ نام و نام گزيني سازمان ثبت احوال كشور
http://www.4shared.com/file/mbAqrTNm/Name.html


بازگشت همه بسوي اوست
با تسليم به مشيت الهي و با غمي جانكاه و جانسوز درگذشت مرحومه مغفوره حاجيه خانم شهربانو ميرزايي را به اطلاع كليه دوستان و آشنايان محترم مي رساند ،به همين مناسبت مجلس ختم آن مرحومه چهارشنبه 11/12/1389 از ساعت 15 الي 17 در مسجد طالبي واقع در ميدان قرني برگزار مي گردد.
. اين مصيبت وارده را به فرزندان ايشان مهدي و محمد رجبعلي پور تسليت عرض مي كنم و براي آن فقيده سعيده علو مقام و آرامش ابدي و براي بازماندگان معزز ،صبر و اجر و عزت و بقا ء مسئلت مي نمايم.
مرتبط: بيوگرافي پروفسور مهدي رجبعلي پور
معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند. در کیسهی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳ ، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند. آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینیها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
امام سجاد (ع) به فرزندشان فرمودند:
با پنج شخص، دوست و همنشين مباش: 1- دروغگو 2- فاسق و گناهكار3- بخيل 4- نادان و كمعقل 5- قطعكننده رحم، چرا كه دروغگو مثل سرابي است كه دور را نزديك و نزديك را در نظرت دور، جلوه ميدهد. گناهكار تو را به لقمه ناني يا كمتر از آن ميفروشد. بخيل تو را در سختترين نيازهايت ياري نميكند. نادان و كمعقل ميخواهد به تو سود برساند اما بر اثر حماقت به تو زيان ميرساند و در قرآن كريم از قطع كننده رحم به عنوان ملعون ياد شده است.
امام محمد باقر عليه السلام فرمود : به چهار شخص نزديك مشو ودوستي مكن:
نادان ، بخيل ، ترسو ودروغگو .اما نادان مي خواهد به تو سود برساند ولي ضرر مي زند ، اما بخيل چيزي از تومي گيرد ولي چيزي به تونمي دهد ، اما ترسو از تو واز پدر و مادر خويش مي گريزد ، اما دروغگو راست مي گويد ولي كسي سخن او را تصديق نمي كند .
امام جعفر صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش نقل مي كند كه امام باقر عليه السلام فرمود : خواستم به سفر بروم ، پدرم علي بن الحسين عليه السلام به من سفارش كرد : اي پسرم از دوستي و معاشرت با احمق بپرهيز و با او معاشرت نكن زيرا احمق در حضور و غياب به دنبال عيبجويي است .
اگر سخن بگويد ناداني اش را رسوا گرداند ، و اگر سكوت كند ناتواني در گفتار او را كوچك مي كند و اگر كاري انجام دهد آن را تباه سازد ، واگر مسؤليتي به عهده گيرد آن را ضايع مي كند ،دانش او باعث بي نيازي او نيست و دانش ديگران هم به وي سودي نمي رساند ، نصيحت ناصحان را نمي پذيرد ، دوستش از او آسايشي نمي يابد ، مادرش دوست دارد در عزايش بنشيند ، وهمسرش مي خواهد او را از دست بدهد ، همسايه اش مي خواهد از اودور باشد ، و دوست وي تنهايي را بر مجالستش ترجيح مي دهد ، اگر در مجلسي از ديگران كوچكتر باشد آنها از دست او در رنج و عذابند ، واگر بزرگتر از ديگران باشد آنان را به فساد مي كشاند.